بررسی حقوق زن و جنبه های گوناگون آن در اسلام

مطالب دیگر:
🔍پاورپوینت تعیین تعداد و انتخاب تامین کنندگان (Supply base and Suppliers Selection)🔍پاورپوینت مبانی نت بهره ور فراگیر🔍پاورپوینت درس تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم ها🔍پاورپوینت روش تحقیق و ارائه گزارش🔍پاورپوینت سازمان های شبدری🔍پاورپوینت سیاست های پولی و مالی🔍پاورپوینت سیر تاریخی تکوین نظریه های مدیریت🔍پاورپوینت شبیه سازی کامپیوتری🔍پاورپوینت کنترل فرآیند آماری🔍پاورپوینت مبانی تفکر سیستماتیک، روش های کمی در تصمیم گیری🔍پاورپوینت مدل بلوغ سازماني مديريت پروژه OPM3🔍پاورپوینت مدل سازی سیستم های احتمالی صف با بهره گیری از زنجیره مارکوف با محدودیت چیدمان🔍اکسل آنالیز بهای راه و باند 1396🔍پاورپوینت اجرای خط مشی گذاری🔍پاورپوینت بازیگران و محیط خط مشی🔍پاورپوینت نظام سیاسی و خط مشی گذاری عمومی و نظریه پردازی🔍پاورپوینت نقش گروههای ذی نفوذ (فشار) و احزاب در خط مشی گذاری دولتی🔍پاورپوینت مدیریت بهره وری و کیفیت🔍پاورپوینت مدیریت تحول🔍پاورپوینت مدیریت زنجیره تامین (SCM)
بررسی حقوق زن و جنبه های گوناگون آن در اسلام|30016791|lvc
جوینده گرامی در این پست شما فایل با عنوان بررسی حقوق زن و جنبه های گوناگون آن در اسلام را مشاهده می نمایید.

فرمت فایل: word

تعداد صفحات: 60

مقدمه

انسان از گذشته‏هاى دور تا به امروز در پى شناسايى حقوق خويش و در جهت تأمين‏و تضمين آن، همواره قربانى داده است. پرداخت هزينه‏هاى سنگين در اين راه به‏تدريج جامعه بشرى را به سوى تنظيم و تدوين حقوق بشر هدايت نمود. اعلاميه‏هاى حقوق كه سابقه تدوين برخى از آنها به قرنها قبل بازمى‏گردد نمونه‏اى از تلاش انسان در اين‏راستا مى‏باشد.

انسان همان موجودي است كه آفرينش وى در زيباترين شكل ممكن صورت پذيرفته و خداوند خود را نسبت به چنين آفرينشى تحسين نموده، وبرهمين اساس جايگاه شايسته و والاي او را مورد تاكيد قرار داده است :

(و لَقَد كرّمنا بَنى آدَمَ وَ حَملناهُم فى البرّ و البحر و رزقناهم من الطيّبات و فضّلناهم على كثيرٍ ممّن خلقنا تفضيلاً )

بنابراين تنها انسان است كه تاج كرامت بر سر او نهاده شده، برترى او در جهان به روشنى اعلام گرديده و آنچه در آسمان و زمين است با اراده خداوندى در قبضه وى (انسان) قرار گرفته است.

در اين نگرش الهى بر خلقت انسان كه سه محور آفرينش ويژه، جايگاه ويژه و اقتدار ويژه اين موجود مورد توجه قرار مى‏گيرد، برخوردارى از حقوق ويژه نيز امرى طبيعى بوده به گونه‏اى كه بدون آن، ويژگيهاى سه‏گانه فوق معنا و مفهومى نخواهند داشت. به تعبير دقيق‏تر، رابطه مستقيمى ميان گستره تواناييها و استعداد انسان با گستره و دامنه حقوق وى وجود دارد. به هر ميزانى كه استعداد خدادادى اين موجود بيشتر باشد دامنه استحقاق او نيز گسترده‏تر خواهد بود.

به حكم آيه شريفه «يا ايّها النّاس انّا خلقناكُم من ذكرٍ و انثى و جَعَلناكُم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اكرمَكم عند اللَّهِ اَتقاكم » جنسيت هرگز ملاك برترى و امتياز نبوده بلكه امتياز انسان چه زن و چه مرد بر اساس تقوا است. زن و مرد گرچه از دو جنس متفاوتند اما از نظر انسانيت با هم برابرند:

«يا ايها النّاس اتقّوا ربّكم الذى خَلَقَكُم من نفسٍ واحدةٍ و خلق منها زوجها ...؛»

برابرى زن با مرد در اصل هويت انسانى، دليل برابرى آنان در ساير زمينه‏هاى زندگى است از قبيل برابرى در كسب علم و دانش، برابرى در استقلال عمل و آزادى انتخاب، برابرى در امور اقتصادى و برابرى در مجازاتها نظيرسرقت و زنا.

اين نمونه‏ها نشانگر آن است كه زن و مرد در حيثيت و حقوق انسانى با يكديگر برابرند. نكته‏اى كه لازم است مورد توجه قرار گيرد فرق ميان تساوى و تشابه حقوق است. تفاوتهاى فراوان زن و مرد از لحاظ جسمى ، روانى و احساسى سبب گرديده است، اسلام كه بر پايه فطرت انسانى ، حقوق خويش را وضع نموده است با عنايت به اين تفاوتها، حقوقى براى زن و حقوقى براى مرد قائل شود كه سرجمع آن برابرى و تساوى ميان آنان و نفى تبعيض جنسى است.

به تعبير شهيد مطهرى: «آنچه ميان طرفداران حقوق اسلامى از يك طرف و طرفداران پيروى از سيستمهاى غربى از طرف ديگر مطرح است مسأله وحدت و تشابه حقوق زن و مرد است نه تساوى حقوق آنها. كلمه «تساوى حقوق» يك مارك تقلبى است كه مقلّدان غرب بر روى اين ره‏آورد غربى چسبانيده‏اند ... در نهضت عجولانه‏اى كه در كمتر از يك قرن اخير به نام زن و براى زن در اروپا صورت گرفت، زن كم و بيش حقوقى مشابه با مرد پيدا كرد؛ اما با توجه به وضع طبيعى و احتياجات جسمى و روحى زن، هرگز حقوق مساوى با مرد پيدا نكرد، زيرا زن اگر بخواهد حقوق مساوى حقوق مرد و سعادتى مساوى سعادت مرد پيدا كند راه منحصرش اين است كه مشابهت حقوقى را از ميان بردارد. براى مرد حقوقى متناسب با مرد و براى زن حقوقى متناسب با خودش قائل شود.»

علت تفاوتهاى حقوقى در امورى نظير ارث، طلاق، تعدد زوجات، ولايت، شهادت، قضاوت و امورى از اين قبيل را بايد در تفاوتهاى وجودى ميان اين دو جست و جو نمود.

با توجه به مطالب مذکور در اين مقاله سعی شده است تا مطالبي در خصوص وضعيت زنان در طول تاريخ و تفاوتهاي زنان و مردان در گذشته و حال و همچنين مطالبي پيرامون حقوق زنان از منظر فقهي و حقوقي و در قسمتي ديگر از زاويه اجتماعي و... ارائه شود .

وضعيت زنان در جامعه عرب هنگام نزول قرآن

عرب از همان زمانهاي قديم در شبه جزيره عربستان زندگي مي‌كرد، سرزميني بي‏آب و علف و خشك و سوزان، و بيشتر سكنه اين سرزمين، از قبايل صحرانشين و دور از تمدن بودند، و زندگيشان با غارت و شبيخون، اداره مي‌شد، عرب از يك سو، يعني از طرف شمال شرقي به ايران و از طرف شمال به روم و از ناحيه جنوب به شهرهاى حبشه و از طرف غرب به مصر و سودان متصل بودند، و به همين جهت عمده رسومشان رسوم توحش بود، كه در بين آن رسوم، احيانا اثرى از عادات روم و ايران و هند و مصر قديم هم ديده مي‌شد.

عرب براى زن نه استقلالي در زندگي قائل بود و نه حرمت و شرافتي، بله حرمتي كه قائل بود براى بيت و خاندان بود، زنان در عرب ارث نمي‌بردند، و تعدد زوجات آن هم بدون حدي معين، جايز بود، همچنانكه در يهود نيز چنين است، و همچنين در مساله طلاق براى زن اختياري قائل نبود، و دختران را زنده به گور مي‌كرد، اولين قبيله‌اي كه دست‏به چنين جنايتي زد، قبيله بنو تميم بود، و به خاطر پيشامدي بود كه در آن قبيله رخ داد، و آن اين بود كه با نعمان بن منذر جنگ كردند، و عده‌اي از دخترانشان اسير شدند كه داستانشان معروف است، و از شدت خشم تصميم گرفتند دختران خود را خود به قتل برسانند، و زنده دفن كنند و اين رسم ناپسند به تدريج در قبايل ديگر عرب نيز معمول گرديد، و عرب هر گاه دختري برايش متولد مي‌شد به فال بد گرفته و داشتن چنين فرزندي را ننگ مي‌دانست ‏بطوري كه قرآن مي‌فرمايد:

"يتوارى من القوم من سوء ما بشر به" (1)

يعنى پدر دختر از شنيدن خبر ولادت دخترش خود را از مردم پنهان مي‌كرد و بر عكس هر چه بيشتر داراي پسر مي‌شد(هر چند پسر خوانده) خوشحال‏تر مي‌گرديد، و حتي بچه زن شوهرداري را كه با او زنا كرده بود، به خود ملحق ما‌كرد و چه بسا اتفاق مي‌افتاد كه سران قوم و زورمندان، بر سر يك پسري كه با مادرش زنا كرده بودند نزاع مي‌كردند، و هر يك آن پسر را براى خود ادعا مي‌نمودند.